نه تو می مانی و نه اندوه

و نه هیچیک از مردم این آبادی ...
به حباب نگران لب یک رود قسم،
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
غصه هم می گذرد،
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند ...
لحظه ها عریانند.
به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز.

این شعر از سهراب سپهری هست و من خیلی این شعرو دوست دارم. امیدوارم شما هم  خوشتون بیاد دوستای خوبم تا روزی دیگر و لحظه ای دیگر در کنار شما

بــــدرود