پشت خاكریز بودیم، آماده عملیات.

دوست شوخ طبعی داشتیم وقت رو مغتنم شمرده و مشغول باز كردن كمپوت بود! فرمانده كه خیلی جدی بود گفت:

-الان چه وقت كمپوته؟!

 اونم بالحنی جدی گفت: آقا رو! آمدیم و برنگشتیم میخوای خودت تنهایی همشو بخوری!




برچسب ها :
تنها خوری بعد عملیات ,  دوستی با خداوند ,  دوستی ,  خداوند ,